واحد رسانه و تولید محتوای آستان شیخ صدوق
گاهی یک شاعر، فقط شاعر نیست؛ صدای ارادت یک نسل است، زبان اشکهای یک ملت است و نامش با روضهها، هیئتها، حرمها و خاطرههای عاشقانه مردم گره میخورد. سید محمدعلی ریاضی یزدی از همین چهرههاست؛ شاعری برخاسته از شهر مؤمنپرور یزد که در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در محله وقتوساعت یزد دیده به جهان گشود. پدرش سید ابراهیم ریاضی بود و خاندانش از خانوادههای خوشنام و اهل علم و دیانت به شمار میرفتند. او در آغاز راه شاعری، تخلص «قضایی» را برگزید، اما بعدها با تخلص «ریاضی» شناخته شد؛ تخلصی که در حافظه ادبی و مذهبی مردم ماندگار شد. ریاضی یزدی تحصیلات مقدماتی را در یزد گذراند، سپس برای فراگیری علوم جدید و دینی به اصفهان رفت و بعد از آن راهی تهران شد. در تهران، در دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران در رشته الهیات تحصیل کرد و سپس مدرک علوم تربیتی گرفت. اما آنچه نام او را از یک چهره اداری و دانشگاهی فراتر برد، شعر آیینی او بود؛ شعری سرشار از محبت پیامبر اکرم(ص)، اهلبیت(ع)، حضرت سیدالشهدا(ع)، حضرت فاطمه زهرا(س) و بهویژه حضرت ابوالفضل العباس(ع). ریاضی یزدی در محافل ادبی و مذهبی به لقبهای درخشانی شناخته میشد: «شاعر آلالله» «معینالسادات» و نیز ملکالشعرای آستان حضرت معصومه(س) این لقبها فقط عنوان نبودند؛ نشانه جایگاه مردی بودند که شعرش را وقف عشق به خاندان عصمت و طهارت کرده بود. شعر ریاضی یزدی، ساده و سطحی نیست؛ محکم، خوشآهنگ، عاطفی و در عین حال فاخر است. او در قالبهایی مانند قصیده، غزل، قطعه و مثنوی طبعآزمایی کرد، اما مثنویهای آیینیاش بیش از همه در جان مردم نشست. سرانجام این شاعر دلداده اهلبیت(ع)، پس از عمری خدمت فرهنگی، ادبی و مذهبی، در ۲۹ اسفند ۱۳۶۱ در تهران درگذشت و در آرامستان تاریخی ابنبابویه آرام گرفت؛ جایی که پیکر بسیاری از بزرگان دین، فرهنگ و ادب ایران را در خود جای داده است. ریاضی یزدی رفت، اما شعرش هنوز در هیئتها نفس میکشد؛ هنوز وقتی نام عباس(ع) میآید، صدای او از دل تاریخ شنیده میشود: ای حرمت قبله حاجات ما یاد تو تسبیح و مناجات ما
اگر بخواهیم از میان آثار آیینی معاصر، شعری را نام ببریم که هم حماسه دارد، هم اشک، هم ادب، هم عشق، بیتردید یکی از نخستین نمونهها، مثنوی مشهور سید محمدعلی ریاضی یزدی درباره حضرت ابوالفضل العباس(ع) است؛ همان شعری که بسیاری از مردم با این بیت آغازین میشناسند:
ای حرمت قبله حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما
این شعر، تنها یک مدیحه نیست؛ نوعی زیارت منظوم است. شاعر در آن، حضرت عباس(ع) را نه فقط به عنوان قهرمان کربلا، بلکه به عنوان آیینه کامل وفاداری، ادب، ایثار و ولایتمداری میستاید.
ریاضی یزدی در این مثنوی، با زبانی روان و آهنگی پرشور، تصویری باشکوه از ماه بنیهاشم میآفریند؛ تصویری که در آن، حضرت عباس(ع) ساقی کربلا، علمدار عشق، مظهر ادب و پاسدار حریم امام حسین(ع) است:
همقدم قافلهسالار عشق
ساقی عشاق و علمدار عشق
یکی از درخشانترین ابیات این مثنوی، بیتی است که جایگاه معنوی حضرت عباس(ع) را در نگاه امامان معصوم(ع) نشان میدهد:
چهار امامی که تو را دیدهاند
دست علمگیر تو بوسیدهاند
این بیت، از آن نمونههایی است که هم قدرت خیال شاعر را نشان میدهد و هم عمق ارادت او را.
ریاضی یزدی در شعر خود، مدح را به مرز معرفت نزدیک میکند؛ او فقط ستایش نمیکند، بلکه مخاطب را وارد فضای احترام، ادب و شناخت میسازد.
ویژگی مهم شعر ریاضی یزدی این است که با وجود استحکام ادبی، برای مردم قابل فهم و قابل زمزمه است.
شعر او هم در محفل ادبی خواندنی است، هم در هیئت و مجلس روضه شنیدنی. همین ویژگی سبب شد برخی سرودههای او بر زبان مداحان، ذاکران و مردم جاری شود.
او شاعری بود که میان ادب کلاسیک فارسی و فرهنگ عاشورایی مردم پلی محکم زد. شعرش نه گرفتار پیچیدگیهای دور از فهم عامه شد، نه از وقار و اصالت ادبی فاصله گرفت.
در روزگاری که گاه شعر مذهبی به شعار نزدیک میشود یا از ظرافت هنری فاصله میگیرد، آثار ریاضی یزدی یادآور این حقیقت است که شعر آیینی موفق، باید هم دلسوز باشد، هم خوشساخت؛ هم مردمی باشد، هم ماندگار.
ریاضی یزدی به همین دلیل، فقط شاعر یک کتاب یا یک دوره نیست؛
او شاعر هیئتها، حرمها و دلهای داغدار اهلبیت(ع) است.
شاعری که لقب «شاعر آلالله» شایسته نام اوست.
سید محمدعلی ریاضی یزدی فقط در دفتر شعر و محفل ادبی حضور نداشت؛ رد پای او را میتوان بر دیوار حرمها، مسجدها و خاطرههای بزرگان نیز دید. از جمله گفته شده که اشعار او زینتبخش بخشهایی از حرم حضرت معصومه(س) و مسجد دانشگاه تهران بوده است؛ همین نکته نشان میدهد که شعر او از صفحه کاغذ فراتر رفت و به فضای معنوی و عمومی جامعه راه یافت. ریاضی یزدی سالها در دانشگاه تهران خدمت کرد و در کنار فعالیت اداری، با انجمنهای ادبی، شاعران، استادان و اهل فرهنگ نشستوبرخاست داشت. او با بزرگان شعر و ادب معاصر، از جمله چهرههایی چون امیری فیروزکوهی و استاد شهریار معاشرت داشت و در انجمنهای ادبی نیز حضوری فعال نشان میداد. همچنین در نشریاتی مانند آتشفشان و انسان آزاد مقاله مینوشت و نشان داد که در نثر نیز قلمی توانا و استوار دارد. اما نقطه اوج نامآوری او، همان شعر آیینی بود؛ شعری که با جان مردم پیوند خورد. او در مدح و مرثیه اهلبیت(ع)، بهویژه در وصف حضرت سیدالشهدا(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسن مجتبی(ع)، حضرت رسول اکرم(ص) و حضرت ابوالفضل العباس(ع)، آثاری ماندگار سرود. در متن نقلشده از بیانات سال ۱۳۷۷ امام شهید در دانشگاه تهران، درباره خاطرهای از مرحوم ریاضی یزدی آمده است که معظم له در محوطه دانشگاه، مقابل دانشکده حقوق، منتظر فردی بوده و احساس میکرده نگاههای امنیتی و سوءظنآمیز متوجه اوست. در همان هنگام، مرحوم ریاضی یزدی ،که کارمند دانشکده پزشکی و از دوستان او بوده ،میرسد، سلام و احوالپرسی میکند و پیشنهاد میدهد مسجد دانشگاه را نشانش دهد. سپس ایشان را کنار کتیبههایی میبرد که بر آنها شعر نوشته شده بود و شروع به خواندن شعرها میکند؛ در پایان معلوم میشود آن اشعار سروده خود ریاضی یزدی بوده است. در همان خاطره، از او با احترام یاد شده و آمده است که از شعرهای ایشان بسیار استفاده شده بود. این روایت، تصویری شیرین از شخصیت ریاضی یزدی به دست میدهد؛ شاعری که هم اهل ذوق بود، هم اهل رفاقت، هم اهل معرفی زیباییهای شعر خود بیآنکه تکلفی در میان باشد. او میدانست شعر وقتی بر سنگ و کتیبه مینشیند، دیگر فقط متعلق به شاعر نیست؛ متعلق به مردم، مسجد، دانشگاه و تاریخ میشود. ریاضی یزدی در سالهای پایانی عمر نیز از شعر فاصله نگرفت. مجموعه آثار او با عنوان «هنرستان عالی مرغان» منتشر شد؛ عنوانی که خود نشاندهنده حالوهوای معنوی، بلندپروازانه و شاعرانه آثار اوست. این شاعر دلداده اهلبیت(ع)، در تهران چشم از جهان فروبست و در جوار حضرت شیخ المحدثین به خاک سپرده شد. امروز اگر از کنار نام او بگذریم، فقط با یک شاعر روبهرو نیستیم؛ با مردی روبهرو هستیم که شعر را خرج محبت کرد، قلم را در خدمت ایمان گذاشت، و نامش را با لقب بلند «شاعر آلالله» در حافظه شعر آیینی ایران ثبت کرد.




